تبليغاتX
ناگفته هاي من و تو

ناگفته هاي من و تو

راستش من بر خلاف "من" خیلی بد می نویسم. یعنی چطور بگم اصلا بلد نیستم که بنویسم. اما وقتی "من" تصمیم گرفت که این کار را بکنه تصمیم گرفتم که کنارش باشم برای همین می خواستم بگم که با "من" زندگی خیلی خوبی دارم هر چند که از بد روزگار ما در بخش مرفهین بی درد این جامعه قرار نگرفتیم اما با هم و در کنار هم خیلی خوشبختیم. راستش الان که قراره اینجا ناگفته های زندگیمونو بگیم باید بگم ازت ممنونم "من" که در کنارم هستی.

تو ( آقای خون)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:49  توسط تو ( آقاي خونه )  | 

سرانجام من و "تو" اولين وبلاگ مشتركمون رو راه انداختيم .
از امروز قرار اينجا دغدغه هاي زندگي مشتركمون . خاطرات روزهاي با هم بودنمون و خلاصه هرچه دل تنگمون مي خواد رو بنويسيم .
"من" 29 ساله متولد 1358/5/7 خانم خونه و "تو "، همسرم متولد 1358/4/9 آقاي خونه نزديك به 4 ساله ازدواج كرديم و در تهران زندگي مي كنيم . از اونجايي كه اميدواريم كه بشه بدون محدوديت اينجا حرفهاي نگفتمون رو بزنيم بيوگرافي كامل تري نداريم !

من (خانوم خونه )


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:42  توسط من ( خانوم خونه )   |